تبليغاتX
يادداشتهاي شبانه
بدون شرح
یک جمله معروف درباره خبرنگار اینه که...خبرنگار اقیانوسی است به عمق یک سانت...اما من همیشه دوست داشتم یک سانت باشم به عمق یک اقیانوس....
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 21:53  توسط حميد امامي   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 19:13  توسط حميد امامي   | 

 یک بادبادک........یک تیر برق.....یک دختر دم بخت.....یک پسر از دور دست......و آرزوهایی که مثل برق بر باد رفت.....خدایا....دلم برای دستهایم تنگ شده است......دلم برای دوربینم تنگ شده است............خدایا دلم برای خودم تنگ شده است........افتاده بود روی تخت...درد امونش رو بریده بود..اشک پهنای صورتش رو گرفته بود...اما دستاش نبودن که اشکاش رو پاک کنند....ادمهاچقدر در برابر تقدیرو سرنوشت ضعیفند....خدایا کاش این قدرت رو به بعضی از ادمهای خوب خودت می دادی تا زمان رو به عقب برگردونند...کاش می شدبه مصطفی بگویند که اونجا برق داره...وبرق بی رحم تا لحضاتی دیگر دستها و پا های مصطفی را بی رحمانه می خورد ....کاش می شد به مصطفی بگویند هیچوقت به تهران نیاید...کاش مصطفی ایلام می ماندو سینما نمی خواند......

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 9:36  توسط حميد امامي   | 

یاد امام به خیر.....می گفت قدرتهای بزرگ مثل گرگ چشم تو چشم هم دوختند و تا یکیشون پلک بزنه بقیه گرگها تیکه تیکه ش میکنند..........امروز انگار دیگه لازم نیست ابر قدرت باشی....ادمهای پیزوری همین دوروبر...منتظر یک فرصتند...تا ادم  رو گوشت  قربونی کنند .....بعد هم نیششون تا بنا گوش باز میشه.......خدا بد نده !......خدا هیچوقت بد نمی ده اگه شما ها بذارید....!
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 14:21  توسط حميد امامي   | 

با سلام خدمت آقاي امامي

خسته نباشين.

اين وبلاگ را برايتان به يادگار مي گذارم اميدوارم هميشه شاد و سربلند باشيد .

با احترام . ميترالبافي

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 22:6  توسط حميد امامي   |