تو اگر لطف کنی چند غزل بنشینی....
تا لب سرخ تو دارد تب حوایی را
آدمی نیست که نشناخته رسوایی را
آدمی نیست که نشناخته رسوایی را
یوسف مصر دلش شور تو را خواهد زد
تو اگر کوک کنی ساز زلیخایی را
باید از هرچه دوات است سیامشق کند
میرعماد آن خط ابروی چلیپایی را
با چه حالی به تماشا بنشینم امشب
این به هم ریخته گیسوی تماشایی را
تو اگر لطف کنی چند غزل بنشینی
مفتخر می کنی امشب من و تنهایی را
(حسین زحمتکش)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 14:24 توسط حميد امامي
|